زگفتار و سخن ایسان برآید / که حق تلخ است و گفتن را نشاید/ ولی با خوش زبانی میکنم سر/ حقیقت را به هر نحوی که باید
ای در درون جانم و جان از تو بی خبر
وز تو جهان پرست و جهان از تو بی خبر
ای عقل پیر و بخت جوان کرده راه تو
پیر از تو بی نشان و جوان از تو بی خبر
چون پی برد به تو دل و جانم که جاودان
در جان و در دلی، دل و جان از تو بی خبر

برچسب:
نویسنده: rasol