زگفتار و سخن ایسان برآید / که حق تلخ است و گفتن را نشاید/ ولی با خوش زبانی میکنم سر/ حقیقت را به هر نحوی که باید
محققان به تازگی کشف کردند
علاوه بر اینکه هرچی “سنگِ” واسه “پای” لنگِ
هرچی “زنگِ” هم واسه “دستِ” بندِ !
قدیما داماد سر خونه شدن ننگ بود
الان پرتاب سه امتیازی محسوب میشه
تو یخچال ما تنها ظرفی که صادقه ظرف پنیره…
در قابلمه رو بر میداریم توش خیاره
ظرف حلوا شکری رو باز میکنیم توش پیاز داغه
شیشه مربا رو باز میکنیم توش رب گوجست
بطری نوشابه رو باز میکنی توش عرق نعناس
بد زمونه ای شده
سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها
بچه صاحبخونه گفت : عمو ما میدونستیم شما میاین خونمون
گفتم : عزیزم ازکجا می دونستین ؟
جواب داد : مامانم چای آورد تفاله چایی اومده بود روی استکان بابام
بابام گفت الان یه خری میاد خونمون !
به سلامتی پسری که وقتی پلیس جلوشو گرفت و گفت این خانوم کی باشن؟
سرشو مثل مرد بالا گرفتو گفت این قل مراد رفیقمه
زیر ابروهاشو برداشته و یک کمم موهاشو بلند کرده
تو پاساژ ها بعضی شوهر ها دست خانومشونو میگیرن …
چون اگه دستشو رها کنن میرن خرید میکنن
رمانتیک به نظر میرسه ولی در حقیقت اقتصادیه
ﮔﻮﺷﯿﻤﻮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺭﻭ ﺣﺎﻟﺖ ﭘﺮﻭﺍﺯ
ﺍﺯ ﻃﺒﻘﻪ ۱۲ ﺍﻡ ﭘﺮﺗﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﻮ ﻫﻮﺍ
ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺧﺭﺩ ﻭ ﺧﺎﮐﺸﯿﺮ ﺷﺪ !
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﺍﯾﻪ !
ﮐﺎﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ که … !
عشق مثل پنیر میمونه زیادش آدمو خنگ میکنه
تا حالا هم کسی از بی پنیری نمرده
میدونید مشکل دخترای الان چیه ؟
فکر میکنن این شوهر بدبخت غول چراغ جادو هست
میتونه همه خواسته هاشونو براورده کنه…
جای خالی ات را نه قهوه پر می کند نه قلیون و نه حتی کتاب و سیگار…
ولی اون دوستت بووووود قد بلنده چشم رنگیه
اون شاید یه کارایی بتونه بکنه
برچسب:
نویسنده: rasol