زگفتار و سخن ایسان برآید / که حق تلخ است و گفتن را نشاید/ ولی با خوش زبانی میکنم سر/ حقیقت را به هر نحوی که باید
آن چیست که بر گردن ما حق فراوان
دارد بیقین بوده به هر گوشه نمایان
فرموده خاوند در این باره که باید
بنموده همی یاد به نیکی و به احسان؟
آن چیست که گر باز شود لب بگشاید
هم صحبت تو گردد و غم را بزداید
او مونس تنهایی تو بوده و باشد
بر دانش و بر علم تو هر روزه فزاید؟
آن چیست که در راه تو گسترده بسی دام
زنهار نباید که نهد سوی چنان دام کسی گام
هر کس که رود سوی چنین دام خطرناک
گردد به یقین هرزه و بیهوده و بدنام؟
آن چیست که ما زنده به آنیم به عالم
از غیبت آن رخنه کند در دل ما غم
وابسته بود زندگی ما همه با آن
گر نیست شود گشته گرفتار به ماتم؟
آن چیست که فرق است میان تو و حیوان
این نعمت ارزنده خدا داده به انسان
با بودن آن راه سعادت ببری پیش
بگرفته ترا زندگی از آن سر و سامان؟
برچسب:
نویسنده: rasol