خرید بک لینک

درباره سایت

دو چوب و یک سنگ

زگفتار و سخن ایسان برآید / که حق تلخ است و گفتن را نشاید/ ولی با خوش زبانی میکنم سر/ حقیقت را به هر نحوی که باید

امکانات وب

بود زیبا کلامی بهر انسان

نسیمی زد ببرد یک نقطه از آن

شده اکنون سلاحی بهر دشمن

بکن شلیک از آن از روی ایمان؟

 

ز عضو از بدن نامی ببر زود

که بیرون میرود گاهی از آن دود

بنه بر روی نوعی از وسایل

که در ورزش از آن برده همی سود

شود نوعی سلاح از بهر سرباز

بگو پاسخ اگر دانی بده زود؟

 

بود یک میوه خوشرنگ و زیبا

زرنگ آن ببینی در گذرها

خصوصا در خیابانهای تهران

که پیدا میشود هر کوی و ماء وا

اگر حرفی به پایانش گذاریم

شود نوعی سلاح اکنون مهیا

سلاحی بهر رزمنده به میدان

بگو نامش اگر دانستی آن را؟

 

ببر نامی که در آن صد هزاران

ز انسانها بود در آن فراوان

بزن فوری سر آن با شهامت

اگر پیدا نمودی نامی ار آن

شود نوعی سلاح رزم و پیکار

بگو اکنون چه شد بهرت نمایان؟

 

بود نام وسیله در بیابان

بردباری ولیکن لنگ لنگان

از آن افتاده حرفی توی جاده

نه از اول بود ار آخر آن

ببر نامش اگر دانستی اکنون

که میباشد سلاحی توی میدان؟

 

آن چیست که در مرد نباشد اثر از آن

در زن دو از آن بود هویدا و نمایان

در دختر اگر نیک نظر کرده ببینی

مانند پسر بوده به تحقیق به یکسان؟

 

ندارد مادر از آن جان بابا

ولی دارد پدر سه تا از آنها

یکی از آن سه تا گردد اگر کم

پدر دیگر نباشد او به هر جا؟

برچسب: نویسنده: rasol تاريخ: چهارشنبه 26 آذر 1393 ساعت: 21:23

صفحه بندی