زگفتار و سخن ایسان برآید / که حق تلخ است و گفتن را نشاید/ ولی با خوش زبانی میکنم سر/ حقیقت را به هر نحوی که باید

نمیدونم این روزهام چطور میگذره فقط میدونم که میگذره.با ابهام،با یک گیجی ممتد،با
خلسه ای بی پایان....شاید به آرامش قبل از طوفان بیشتر شبیه باشه.میدونم قراره
طوفانی در درونم اتفاق بیفته اما هیچ ذهنیتی در موردش ندارم...
برچسب:
نویسنده: rasol