زگفتار و سخن ایسان برآید / که حق تلخ است و گفتن را نشاید/ ولی با خوش زبانی میکنم سر/ حقیقت را به هر نحوی که باید

از جايم بلند شدم،
پنجره را باز کردم
و ديدم زندگي هم هر از گاهي زيباست !
شنيدم که کلاغ ديوارنشين حياط
چه صداي قشنگي دارد !
فهميدم که بيهوده به جنون مجنون مي خنديدم !
فهميدم که عشق،
آسمان روشني دارد !
برچسب:
نویسنده: rasol