زگفتار و سخن ایسان برآید / که حق تلخ است و گفتن را نشاید/ ولی با خوش زبانی میکنم سر/ حقیقت را به هر نحوی که باید
دکتر بم گفت تا ۲روز دیگه میمیری
یهو رنگم پرید گفتم چراااا؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
دکتر لبخند ملیح زد گفت
الکی مثلا می خواستم بترسی!
.
.
الان کلانتریم
مامور میگه چرا زدیش
گفتم الکی مثلا عصبی بودم
برچسب:
نویسنده: rasol